من روزهای خیلی سختی رو دارم میگذرونم .. روزهایی پر از نا امیدی پر از تنهایی ... من نمیدونم چرا با وجوده اینکه خیلی دلم میخواد خودم رو رها از مشکلات کنم باز هم مشکلات ول کنه من نیستن ... البته مشکل برایه هر کسی تعریفه خودش رو داره و خوب برایه من هم تعریفی مخصوص به خودم و زندگیه خودم رو داره .... میدونید ادم تو هر سنی که باشه احتیاج داره که اطرافیان به حرف هاش اعتماد کنن ولی من جدیدا ههش فکر میکنم که همه به من بی اعتماد هستن و میخوان از کارهای من اشکال تراشی کنن ... میخوام بنویسم ولی حتی دستم زیاد به نوشتن هم راه نمیده متاسفانه ..... امیدوارم حرفهای بی سروته من حالتون رو بهم نزده باشه
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر